الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
113
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
ستمگرى است كه گمراه باشد و گمراه كند و سنت آشكار را بميراند و بدعت متروك را زنده كند و من خود شنيدم پيامبر ( ص ) مىفرمود : روز رستاخيز امام ستمگر را مىآورند و هيچ يارى دهنده و عذرخواهى براى او نيست و او را به دوزخ مىافكنند و در آن همچون آسيا سنگ به چرخش در مىآيد و به قعر دوزخ فرو مىشود و من تو را از خداوند و خشم او بر حذر مىدارم كه عذاب خداوند سخت و دردناك است و تو را بر حذر مىدارم كه مبادا همان امام اين امت باشى كه كشته مىشود و همانا گفته مىشود در اين امت امامى كشته مىشود كه با كشته شدن او قتل و خونريزى شروع مىشود و تا روز رستاخيز ادامه مىيابد و امور اين امت بر او مشتبه مىشود و فتنهها چنان مىجوشد كه حق را نمىبينند و باطل برترى مىجويد و مردم در آن مىافتند ، افتادنى ؛ و همچون موج در تلاطم و خروش خواهند بود . عثمان به على ( ع ) گفت : با مردم سخن بگو كه مرا مهلتى دهند تا از عهدهء مظالم ايشان برآيم . على ( ع ) گفت : آنچه در مورد مدينه است ، مهلتى نمىخواهد و در موارد ديگر هم مهلت همان اندازه است كه فرمان تو به آنان ابلاغ شود . عثمان گفت : به خدا سوگند فهميدم و دانستم كه چه مىگويى و به خدا سوگند اگر تو خليفه مىبودى من هرگز تو را خشمگين نمىساختم و بر تو عتاب نمىكردم و اگر رعايت پيوند خويشاوندانت را مىكردى و گرهى از كار ايشان مىگشودى بر تو اعتراض نمىكردم و هيچ گونه بدى انجام نمىدادم . پس از اين گفتگو عثمان به مسجد آمد و خشمگين بر منبر نشست و گفت : هر چيز را آسيبى و هر كار را آفتى است . آفت اين امت و بيمارى اين نعمت ، گروهى هستند كه عيبجو و طعنهزنندهاند ؛ آنچه را كه دوست مىداريد براى شما آشكار مىسازند و آنچه را دوست نمىداريد از شما پوشيده مىدارند و همواره براى شما سخن مىگويند و چون شتر مرغ از نخستين بانگزننده پيروى مىكنند . خوشترين آبشخورها در نظر آنان دورترين آن است . جز آب تيره ننوشند و جز گل آلودگى نخواهند . هيچ رهبرى ندارند ، در كارها فرو مانده و از بدست آوردن خير بازماندهاند . همانا به خدا سوگند شما كارهايى را بر من عيب مىگيريد كه همان را از پسر خطاب مىپسنديديد و حال آنكه او شما را با پاى خود مىكوفت و با دست مىزد